به نام خالق کلمه
گاه یک نامگذاری، فرصتی برای تأمل در یک «مسئله» است. اول اردیبهشت، روز بزرگداشت سعدی و نثر فارسی، در نگاه اول شاید یک مناسبت ادبی به نظر برسد، اما از منظر یک دانشگاه و بهویژه یک معاونت فرهنگی، این روز پرسشی اساسی پیش میکشد: آیا ما هنوز میتوانیم به زبان فارسی، بهویژه نثر آن، به مثابه یک ابزار استراتژیک برای زیست فرهنگی و علمی خود اعتماد کنیم؟
سعدی برای ما فقط یک شاعر خوشسخن نیست. او معمار نثری است که ما هر روز از آن غافلیم. نثر سعدی در «گلستان» یک ویژگی منحصربهفرد دارد که در کمتر متنی دیده میشود: همزمان «فوق تخصصی» و «عمیقاً مردمی» است. او توانست مفاهیم پیچیدۀ اخلاقی، سیاسی و تربیتی را در قالبی بریزد که نه تنزل پیدا کند، نه دچار پیچیدگیِ خودنمایانه شود. این دقیقاً نقطهای است که نظام آموزشی و پژوهشی ما با آن گلاویز است: یا دچار نثری خشک، تخصصیزده و ارتباطگریز میشویم، یا به نثری عامهپسند و تهی از عمق فرو میافتیم.
در دانشگاه که محل تولید «نثر تخصصی» است –از مقالات و پایاننامهها تا گزارشها و بیانیهها– سعدی به ما هشدار میدهد که «پیچیدهنویسی» نشانه عمق نیست و «سادهنویسی» به معنای سطحیسخنی نیست. او اثبات کرد که اوج ژرفاندیشی را میتوان در زبانی سهل و ممتنع بیان کرد. از این منظر، روز نثر فارسی، روز نقد تلخترین آسیب فرهنگ دانشگاهی ماست: فاصله گرفتن از مخاطب به زبان پیچیدگی.
اما فراتر از سبک، محتوای نثر سعدی نیز حامل یک پیام استراتژیک برای ماست. سعدی در نثر خود، «صلح» را نه به مثابه یک مفهوم رمانتیک، که به عنوان یک «راهبرد هوشمندانه بقا» معنا میکند. بیت معروف «بنیآدم اعضای یک یکدیگرند» در بستر تاریخیِ پرآشوب قرن هفتم، یک بیانیۀ ژئوپلیتیک است؛ نه یک نصیحت اخلاقی ساده. او در دنیایی از تفرقه و خشونت، «انسجام اجتماعی» را به مثابه یک ضرورت تمدنی مطرح میکند. امروز دانشگاه ما که با چالشهای فرهنگی و اجتماعی متعددی روبهروست، بیش از هر نسخهپردازیِ شعاری، نیازمند بازخوانیِ این نگاهِ راهبردیِ سعدی است.
بنابراین، روز سعدی را نه برای برگزاری یک مراسم یادبود تکراری، که برای آغاز یک بازنگری جدی گرامی میگیریم: بازنگری در «نثر دانشگاهی» خود. از شما میخواهم که این روز را به فرصتی برای تمرین یک نثر دیگر تبدیل کنید: نثری که هم دقیق و عمیق باشد، هم رسا و گیرا؛ نثری که هم اصالت علمی را حفظ کند، هم مسئولیت اجتماعی داشته باشد.
سعدی از ما پرسیده است: «توانم آنکه به دُرّ سخن بیارایم» اما آیا ما امروز، در مقام یک دانشگاه، توان آن را داریم که به «درّ نثر فارسی» بیاراییم؟ پاسخ را در تمرین روزمرۀ خود بنویسیم.
دکتر کریمی- معاون فرهنگی و اجتماعی دانشگاه هرمزگان
پایان خبر